
همین که آنجا بودی کافی بود
در برههای، نگاه تصمیمی گرفت. نه به این دلیل که احساس شجاعت میکرد، بلکه به این دلیل که احساس خستگی میکرد. او میگوید: «متوجه شدم که پیروی از قوانین مرا در امان نگه نمیدارد. و میترسیدم خودم را از دست بدهم.» ترس واقعی بود، اما نیاز به مقاومت قویتر بود.


