
وقتی تحصیل برای زنان مشروط شد
رویا میگوید مردسالاری با طالبان شروع نشد. خیلی قبلتر از آن وجود داشت و در زندگی روزمره نفوذ کرده بود. اما بعد از طالبان، پررنگتر، مشهودتر و قویتر شد.

رویا میگوید مردسالاری با طالبان شروع نشد. خیلی قبلتر از آن وجود داشت و در زندگی روزمره نفوذ کرده بود. اما بعد از طالبان، پررنگتر، مشهودتر و قویتر شد.

پریسا چهل و دو روز زندانی بود. او بارها و بارها، روز و شب، مورد بازجویی قرار گرفت. از غذای مناسب و استراحت محروم بود. با او مانند یک مجرم رفتار میشد - متهم به اینکه توسط سیاستمداران تأمین مالی میشود، توسط مردان حمایت میشود و توسط منافع خارجی هدایت میشود. هر سؤالی این فرض را در ذهن داشت که یک زن نمیتواند مستقل عمل کند.

در کشوری که حضور زنان دائماً مورد مذاکره قرار میگیرد، خود کافه برای برهم زدن نظم کافی بود. زنانی که کار میکردند. زنانی که درآمد کسب میکردند. زنانی که دیده میشدند.

او با عجله در خیابان ها می چرخید و به دنبال اتوبوس می گشت. هیچکدام در حال اجرا نبودند. تاکسی کمیاب بود. مردم می رفتند، می دویدند، ناپدید می شدند.

پس از تسلط طالبان، زنان از ورزش منع شدند. ورزشگاه ها بسته شد فضاهای آموزشی ناپدید شد. اما قدریه حاضر به توقف نشد.

وقتی هوسنیا متوجه شد که دانشگاه ها برای دختران بسته است، احساس ناامیدی عمیقی را تجربه کرد. او می گوید که در آن لحظه تمام مسیری که تا آن زمان طی کرده بود از جلوی چشمانش می گذشت.